cariosity معنی فارسی پوسيدگي استخوان مترادفها noun See caries. واژههای دیگر با معنی «پوسيدگي استخوان» necroses فساد بافت، پوسيدگي استخوان، غانقرايايي استخوان necrosis فساد بافت، پوسيدگي استخوان، غانقرايايي استخوان caries کرم خوردگي دندان، پوسيدگي استخوان