دیکشنری فارسی

carny, carney, or carnie

معنی کامل و مثال‌ها

/kär´nē/n., pl.

● (خودمانی)

● رجوع شود به: carnival

● کارمند یا هنرپیشه‌ی نمایش‌های سیار و جشنواره‌ها

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن