carp (2)
معنی کامل و مثالها
/kärp/vi.
● نق زدن، عیبجویی کردن، قر زدن، بهانه گیری کردن، (در مورد چیزهای کم اهمیت) انتقاد و بدخلقی کردن
as soon as he got home, his wife would start carping
به مجرد اینکه به خانه میرسید زنش شروع میکرد به نق زدن.
/kärp/vi.
● نق زدن، عیبجویی کردن، قر زدن، بهانه گیری کردن، (در مورد چیزهای کم اهمیت) انتقاد و بدخلقی کردن
as soon as he got home, his wife would start carping
به مجرد اینکه به خانه میرسید زنش شروع میکرد به نق زدن.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن