دیکشنری فارسی

carpal

US'kɑ:pəl

معنی فارسی

وابسته به مچ مچي

معنی کامل و مثال‌ها

/kär´pǝl/adj.

(کالبد شناسی)

وابسته به استخوان مچ، مچی

استخوان مچ، هریک از استخوان‌های مچ (رجوع شود به: carpus)

ریشه و کاربرد

Adjective

Relating to the carpus or wrist.

ریشه

From Latin "carpus" meaning "wrist."

مثال

  • He suffered from carpal pain after typing for hours.
  • The carpal bones provide stability to the wrist joint.
  • Carpal ligaments connect the carpal bones.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن