دیکشنری فارسی

carpetbagger

UKkɑːpitbægər US'kɑ:pət'bægə

معنی فارسی

تازه بدوران رسيده وفاسد،

مسافر خورجين دار.

فرصت طلب،فضولباشي

معنی کامل و مثال‌ها

/-bag´ ǝr/n.

● (پس از جنگ‌های داخلی امریکا - ماجرا جویان و سیاست بازان شمالی که برای بهره‌گیری از اوضاع آشفته‌ی جنوب از نواحی شمالی به جنوب کوچ می‌کردند) رجاله

● (سیاست باز یا عامل غیر محلی که دخالت او مورد انزجار افراد محلی است) فرصت طلب، فضول‌باشی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an outsider who seeks power or success presumptuously “after the Civil War the carpetbaggers from the north tried to take over the south”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن