carton
UKkɑːtn
US'kɑ:tən
معنی فارسی
مقوا ، جعبه مقوايي ، جاکاغذي ،
دايره سفيد درميان نشانه ياهدف
معنی کامل و مثالها
/kärt´'n/n., vt.
● قوطی یا جعبهی مقوایی، کارتن، جعبهی مقوایی بزرگ، بسته، پاکت
usually each carton contains ten cigarette packages
هر کارتن معمولا محتوی ده بسته سیگار است.
● ظرف یا گنجانهای که از مقوای مومی درست شده و برای آبگونهها به کار میرود
● به قدر یک کارتن یا گنجانه
a carton of milk
یک کارتن شیر
● در گنجانهی مقوایی (کارتن) ریختن یا قرار دادن
ریشه و کاربرد
ریشه
From French 'carton', from Italian 'cartone' (pasteboard).
مثال
- He packed the fragile items in a sturdy carton.
- The delivery arrived in a large carton.
- She recycled the empty cartons.
ترکیبهای رایج
Cardboard carton Plastic carton Empty carton Carton of milk
تعریف انگلیسی
noun
- the quantity contained in a carton
- a box made of cardboard; opens by flaps on top