case (2)
معنی کامل و مثالها
/kās/n., vt.
● دان، گنجانه، جعبه، صندوق، صندوقه، پوشش، پوشینه، نیام، غلاف، پوشه، حقه، جلد، محفظه، قفسه، روکش، رویه
suitcase
چمدان، جامهدان
a case of wine usually contains twelve bottles
یک صندوق شراب معمولا حاوی دوازه بطری است.
pillowcase
روکش متکا، روبالشی
she put the scissors in a leather case
قیچی را در جلد (یا غلاف) چرمی گذاشت.
a glass case
محفظهی شیشهای، ویترین
a bookcase
قفسهی کتاب
a seedcase
پوشش یا نیام دانهی گیاه
● جفت، دوتا، دست
a case of pistols
یک جفت هفت تیر
a watchcase
جلد ساعت
● قاب، چارچوب
a window case
قاب پنجره
● (چاپ) گاس، گاسه، گارسه
● در گنجانه (یا جعبه یا روکش و غیره) گذاشتن، پوشاندن، در خود جادادن، جلد کردن، روکش کردن
to case a brick wall with stone
دیوار آجری را با سنگ روکش کردن
● پوسته، پوست، غلاف
● کیف
● (فشنگ) پوکه، جلد