دیکشنری فارسی

cashless

UKkæʃləs US'kæʃləs

معنی فارسی

انجام شدني بدون پول نقد ، غيرپولي

معنی کامل و مثال‌ها

/kash´lis/adj.

(در مورد داد و ستد و خرید و غیره) انجام شدنی بدون پول نقد (مثلا با چک یا اعتبار)، غیرپولی

cashless transactions

دادو ستدهای بدون پول

apparently, the world trend is toward cashless societies

ظاهرا روند جهان به سوی جوامع غیرنقدی است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن