دیکشنری فارسی

casserole

UKkæsəroul US'kæsə'rəul

معنی فارسی

روغن داغ کن

معنی کامل و مثال‌ها

/kas´ǝ rōl´/n., vt.

● دیزی (معمولا از شیشه یا سفال که دری از جنس خودش دارد و خوراک را در آن آهسته پز می‌کنند و در خود آن سرو می‌کنند)، کماجدان

● خوراکی که در این گونه دیزی (معمولا در فر) پخته می‌شود، طاس‌کباب، کماج

● طاس کباب کردن، (در دیزی و در داخل فر) آهسته پز کردن

● (شیمی) ظرف چینی ته‌گود که مواد را در آن گرم یا تبخیر می‌کنند

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'casserole', meaning 'saucepan' or 'stewpan'.

مثال

  • She baked a delicious chicken casserole for dinner.
  • The casserole dish is made of ceramic.
  • I need to buy a new casserole for the potluck.

ترکیب‌های رایج

Bake a casserole Serve a casserole Make a casserole Eat a casserole

تعریف انگلیسی

noun
  1. food cooked and served in a casserole
  2. large deep dish in which food can be cooked and served

واژه‌های دیگر با معنی «روغن داغ کن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن