دیکشنری فارسی

castellan

UKkɑːstelən

معنی فارسی

حاکم قصر دژبان افسر فرمانده قصر.

معنی کامل و مثال‌ها

/kas´tǝ lǝn/n.

حاکم قلعه یا قصر، خان‌سالار، دژ سالار، کوتوال، ارگبد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن