castoff or cast-off
معنی کامل و مثالها
/kast´ôf´/adj., n.
● رانده، مطرود، متروک، دور انداخته شده، رها شده، بیپناه
a dwelling place of the cast-off old
مسکن پیران از همه جا رانده و بیکس
● (انگلیس) لباس کهنه و دست دوم
she was sick of wearing her older sister's cast-offs
از پوشیدن لباسهای دست دوم خواهر بزرگترش بیزار بود.
● (چاپ) تخمین تعداد سطرها یا صفحات چاپی متن پیش از چاپ آن