دیکشنری فارسی

castor (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kas´tǝr/n.

● (نادر) بیدستر

● جند بیدستر، گند بیدستر (بیضه‌ی بیدستر که دارای ماده‌ی چرب و تندبویی است و در عطر سازی و غیره کاربرد دارد - castoreum هم می‌گویند)

● کلاه خز بیدستر یا خرگوش

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن