casuing to lapse معنی فارسی مسقط ساقط کننده واژههای دیگر با معنی «مسقط» muscat مسقط extinctive prescription مرور زمان مسقط negative prescription مرور زمان مسقط pleas in bar مدافعات مسقط دعوي abortive مسقط (سقط کننده چن?ن)، رشد نكرده، عقيم abortive medicines دارو? مسقط (سقط کننده ) جنين abortifacient عامل سقط، دواي جنين کش، مسقط