casuistically معنی فارسی طريقه حل مشکلات اخلاقي ياوجدانيازروي کتاب ديني ياقضاوت کسي واژههای دیگر با معنی «طريقه حل مشکلات اخلاقي ياوجدانيازروي» casuistry سوفسطايي، استدلال غلط وغير منطقي، سفسطه