دیکشنری فارسی

cata-

معنی کامل و مثال‌ها

/kat´ǝ/

● پیشوند:

● فرو، به سوی زیر [catabolism]

● کاملا، فرا، دور [catalysis]

● بر خلاف، رو در روی [catapult]

● سرتاسر [cataphoresis]

● به سوی عقب [cataplasia] (پیش از واکه: cat-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن