catchier UKkætʃiər معنی فارسی گيرنده جاذب گيرانداز واژههای دیگر با معنی «گيرنده» communicant گيرنده، ابلاغ کننده، عشاء رباني adopter گيرنده، اتخاذ کننده، قبول کننده catchiest گيرنده، جاذب، گيرانداز catchy گيرنده، جاذب، گيرانداز taker گيرنده، قبول کننده شرط recipient گيرنده، دريافت کننده fetching گيرنده، جالب، دلکش accipient گيرنده، پذيرنده reciever گيرنده reciptacle گيرنده