دیکشنری فارسی

categorize

UKkætigəraiz US'kætəgə'raız

معنی فارسی

رده بندي کردن طبقه بندي کردن دسته بندي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/kat´ǝ gǝ rīz´/vt.

● طبقه بندی کردن، به دسته (یا رده یا گروهه و غیره) تقسیم کردن (رجوع شود به: category)

تعریف انگلیسی

verb
  1. place into or assign to a category “Children learn early on to categorize” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «رده بندي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن