دیکشنری فارسی

catenary

UKkətiːnəriː

معنی فارسی

زنجيري مسلسل

معنی کامل و مثال‌ها

/kat´ǝ ner´ē/n., pl.

● (هندسه ـ منحنی ایجاد شده توسط زنجیر یا ریسمان آویخته که آزادانه به طرفین حرکت کند) منحنی زنجیری، خم زنجیری (catenarian هم می‌گویند)

* catenoid, n.

زنجیروار، زنجیرسان

تعریف انگلیسی

noun
  1. the curve theoretically assumed by a perfectly flexible and inextensible cord of uniform density and cross section hanging freely from two fixed points

واژه‌های دیگر با معنی «زنجيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن