دیکشنری فارسی

catenate

معنی فارسی

چون دانه هاي زنجيربهم پيوستن ، مسلسل کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kat´ǝ nāt´/vt.

● ردیف کردن (مانند دانه‌های زنجیر)، زنجیر کردن، مسلسل کردن، مرتب و به هم وابسته کردن، پیوستن

تعریف انگلیسی

verb
  1. arrange in a series of rings or chains, as for spores “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن