catenate
معنی فارسی
چون دانه هاي زنجيربهم پيوستن ، مسلسل کردن
معنی کامل و مثالها
/kat´ǝ nāt´/vt.
● ردیف کردن (مانند دانههای زنجیر)، زنجیر کردن، مسلسل کردن، مرتب و به هم وابسته کردن، پیوستن
تعریف انگلیسی
verb
- arrange in a series of rings or chains, as for spores “Something ----s something”