دیکشنری فارسی

caucus

UKkɔːkəs US'kɔkəs

معنی فارسی

انجمن حزبي براي گفتگو در انتخابات و مسائل

سياسي ديگر (در امريکا)

معنی کامل و مثال‌ها

/kô´kǝs/n., vi.

● (امریکا - در احزاب سیاسی یا فراکسیون‌های پارلمانی) گردهمایی خصوصی رهبران (برای تعیین نامزدهای انتخاباتی یا خط مشی سیاسی و غیره به ویژه پیش از انتخابات)، شرکت کنندگان در چنین جلسه‌ای، جرگه، فراکسیون

the black congressional caucus

جرگه‌ی (فراکسیون) سیاه پوستان در کنگره(ی امریکا)

● (انگلیس) سازمان یا گروه رهبری حزب

we need the continued support of the Labour caucus on the economic council

ما به پشتیبانی مداوم نمایندگان حزب کارگر در شورای اقتصادی نیاز داریم.

he had to follow his party's caucus resolutions

او مقید به پیروی از تصمیمات سازمان رهبری حزبش بود.

● در گردهمایی یا جرگه شرکت کردن، جلسه کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a closed political meeting
  2. meet to select a candidate or promote a policy “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن