caulk
USkɔk
معنی فارسی
درز (کشتي را) گرفتن ،
شکاف وسوراخ چيزي را گرفتن ،
بتونه گيري کردن ، درز گرفتن ، اب بندي کردن
معنی کامل و مثالها
/kôk/vt., n.
● درزگیر، زاماسکه، زاموسقه، آب بند (caulking compound هم میگویند)، آژند، بتونه (برای درزگیری)، بتانه، آژندگر
● آببندی کردن، درزگیری کردن (به ویژه برای جلوگیری از نفوذ آب)، انداییدن، آژندیدن
this learky boat needs caulking
این زورق پر سوراخ نیاز به درزگیری دارد.
● (نجاری و فلزکاری) لبهی یک تخته را با چکش کاری با لبهی تختهی دیگر جفت کردن، کیپ کردن، بیدرز کردن