دیکشنری فارسی

caulk

USkɔk

معنی فارسی

درز (کشتي را) گرفتن ،

شکاف وسوراخ چيزي را گرفتن ،

بتونه گيري کردن ، درز گرفتن ، اب بندي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kôk/vt., n.

درزگیر، زاماسکه، زاموسقه، آب بند (caulking compound هم می‌گویند)، آژند، بتونه (برای درزگیری)، بتانه، آژندگر

آب‌بندی کردن، درزگیری کردن (به ویژه برای جلوگیری از نفوذ آب)، انداییدن، آژندیدن

this learky boat needs caulking

این زورق پر سوراخ نیاز به درزگیری دارد.

(نجاری و فلزکاری) لبه‌ی یک تخته را با چکش کاری با لبه‌ی تخته‌ی دیگر جفت کردن، کیپ کردن، بی‌درز کردن

واژه‌های دیگر با معنی «درز (کشتي را) گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن