cautel معنی فارسی احتياط فريب واژههای دیگر با معنی «احتياط» prudence احتياط، حزم، دورانديشي caution احتياط، توجه، مواظبت precaution احتياط، پيش بيني، احتياط کاري wariness احتياط، احتياط کاري، ملاحظه incautious بي احتياط، عجول، تند commonsensical با احتياط، دورانديش، مال انديش prudent با احتياط، دورانديش، مال انديش precautious با احتياط، احتياط کار، دور انديش charier با احتياط، مواظب، ميانه رو chariest با احتياط، مواظب، ميانه رو