دیکشنری فارسی

cavalcade

UKkævəlkeid US'kævəl'keıd

معنی فارسی

دسته سوار اسب سواري باتجمل موکب

معنی کامل و مثال‌ها

/kav´ǝl kād´, kav´ǝl kād´/n.

● کاروان اسب سواران، رژه‌ی سواران، سان سواره نظام، کاروان کالسکه یا ارابه و غیره

● هر کاروان یا زنجیره (مثلا مشایعت‌کنندگان ماشین عروس و داماد و یا جنازه)

● توالی (مثلا توالی رویدادها و غیره)، تسلسل

● کبکبه

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'cavalcade', from Italian 'cavalcata', from 'cavalcare' (to ride on horseback).

مثال

  • The cavalcade of cars drove through the city streets.
  • The royal cavalcade made its way to the palace.
  • The parade featured a cavalcade of beautifully decorated floats.

ترکیب‌های رایج

Cavalcade of cars Royal cavalcade Cavalcade of horses Cavalcade of floats

تعریف انگلیسی

noun
  1. a procession of people traveling on horseback

مترادف‌ها

noun
Procession (of mounted men).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن