دیکشنری فارسی

cave-in

معنی کامل و مثال‌ها

/kāv´in´/n.

● فروریزی، فروریخت، آوار، فروریزش

the cave-in of the mine caused heavy casualties

فروریزی معدن تلفات سنگینی به بار آورد.

● محل فروریزی (معدن یا کوه و غیره)، فروریزگاه، محل نشست (زمین و غیره)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن