دیکشنری فارسی

cavort

USkə'vɔ:t

معنی فارسی

جست وخيزکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ vôrt´/vi.

● (اسب ـ روی دودست بلند شدن و پاها را قوس وار به هوا بردن) پرش کردن، جست و خیز کردن

the colts were cavorting in the pasture

کره اسب‌ها در چراگاه جست و خیز می‌کردند.

● باشادی بازی و سروصدا کردن، ورجه وورجه کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. play boisterously “The children frolicked in the garden” “the gamboling lambs in the meadows” “The toddlers romped in the playroom” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «جست وخيزکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن