cementer معنی فارسی سمنت گل ساروجي پيوستن چسباندن الفت دادن واژههای دیگر با معنی «سمنت» cement سمنت، گل ساروجي، پيوستن cementation سمنت کاري portland cement يکجور سمنت انگليسي stucco گچ (براي گچ بري يا سفيدکاري)، اندود گچ و سمنت