دیکشنری فارسی

census

UKsensəs US'sensəs

معنی فارسی

سرشماري امار احصائيه

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´sǝs/n.

● (در اصل - روم باستان) شمارش مردم و برآورد ارزش دارایی آنها به منظور تعیین مالیات سرانه

● سرشماری، احصائیه

according to the latest census , the population of Germany is more than eighty million

طبق آخرین سرشماری جمعیت آلمان از هشتاد میلیون متجاوز است.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a periodic count of the population
  2. conduct a census “They censused the deer in the forest” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «سرشماري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن