centauri معنی فارسی قنطورس واژههای دیگر با معنی «قنطورس» Centaurus قنطورس rigil centaurus رجل قنطورس، پاي قنطورس agena بطن قنطورس rigil kentarus رجل - قنطورس، آلفا - قنطورس beta-centauri بتا - قنطورس، بطن قنطورس alpha-centauri آلفا - قنطورس، رجل قنطورس omega-centauri امگا - قنطورس proxima-centauri پروکسيما - قنطورس