center land معنی فارسی خط مياني واژههای دیگر با معنی «خط مياني» midline خط مياني، خط وسط. center stripe خط مياني زمين midfield line خط مياني زمين proxinal نزديک به تنه يا خط مياني بدن center back بک مياني، بازيگر مياني خط عقب (واليبال) quick count کوتاه کردن علامتهاي قراردادي بوسيله مهاجم، مياني در خط تجمع بمنظور غافلگير کردن تيم، مدافع halfback بازيگر مياني، هافبک، بازيگر خط مياني