center-line معنی فارسی خط وسط واژههای دیگر با معنی «خط وسط» frontier line خط وسط صفحه شطرنج head string خط عرضي فرضي وسط ميز بيليارد hooker مهاجمي که وسط خط جلو در تجمع است و حق، رد کردن توپ را با پا دارد (رگبي)، بازيگري که عادت به سد کردن با چوب دارد long string خط فرضي از وسط طول ميز کيسه دار بيليارد midline خط مياني، خط وسط. white line خط سفيدي که براي تمايز و تشخيص بکار رود، (مثل خطوط سفيد وسط خيابانها). cross hair تار موي وسط دوربين، خط داخل دوربين centerline خط سراسري ناو، خط مرکزي، حد وسط