دیکشنری فارسی

centrifugal

UKsentrifjugl USsent'rıfjıgəl

معنی فارسی

گريزنده از مرکز

معنی کامل و مثال‌ها

/sen trif´yōō gǝl/adj., n.

● (فیزیک) مرکز گریز، کانون گریز، میان‌گریز

the centrifugal force

نیروی مرکز گریز، نیروی گریز از مرکز

● تحت تاثیر یا دارای نیروی مرکز گریز

● (گیاه شناسی) رشد کننده از مرکز به سوی اطراف (مثل برخی گل‌خوشه‌ها)، پراز رو

● (تنکرد شناسی) وابران (efferent هم می‌گویند)

● دستگاهی که نیروی مرکز گریز را تولید می‌کند یا به کار می‌برد، دستگاه مرکز گریز، سانتریفوژ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tending to move away from a center “centrifugal force”
  2. tending away from centralization, as of authority “the division of Europe into warring blocs produces ever-increasing centrifugal stress”
  3. conveying information to the muscles from the CNS “motor nerves”

مترادف‌ها

adjective
Tending from the centre.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن