دیکشنری فارسی

centriole

معنی فارسی

ذره کوچکي در مرکز جاذبه ، ميان دانه .

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´trē ōl´/n.

● (زیست شناسی) سانتریول (توده‌ی فشرده‌ای که در مرکز میانتن یا سانتروزوم قرار دارد)، میانک

تعریف انگلیسی

noun
  1. one of a pair of small cylindrical cell organelles near the nucleus in animal cells; composed of nine triplet microtubules and form the asters during mitosis

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن