دیکشنری فارسی

centrosphere

معنی فارسی

گردان سپهر

معنی کامل و مثال‌ها

/-trō sfir´/n.

● (زیست شناسی - در اکثر یاخته‌های حیوانی - بخشی از میانتن یا سانتروزوم که دور سانتریول را گرفته است) سانتروسفر

● (زمین شناسی) سنگین کره، میانکره

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن