century
UKsentʃəriː
US'sentʃərı
معنی فارسی
قرن صدساله قرن فرنگي
معنی کامل و مثالها
/sen´chǝ rē/n., pl.
● سده، قرن، صد سال
a book written centuries ago
کتابی که قرنها پیش نوشته شده
his specialty is sixteenth century literature
ویژه گری (تخصص) او ادبیات سدهی شانزدهم است.
the twentieth century started in 1900
قرن بیستم از سال 1900 آغاز شد.
the second century B.C.
قرن دوم پیش از میلاد
● (روم باستان) دستهی صد نفری سرباز
● (روم باستان) یکی از حوزههای انتخاباتی روم
● هرچیز صدتایی، صدنفری، صدگان
تعریف انگلیسی
noun
- a period of 100 years
- ten 10s
مترادفها
noun
1. Hundred.
2. Centenary, hundred years.