certifier UKsəːtifaiər معنی فارسی مصدق گواهي کننده . واژههای دیگر با معنی «مصدق» subscriping witness مصدق، مسجل، گواهي کننده سند confirmor مصدق، تاييد کننده certified copy سواد مصدق cetified copy رونوشت مصدق، سواد مصدق office copy رونوشت مصدق deed under private سند غير مصدق، سند عادي attested copy رو نوشت مصدق private decument سند عادي، عقد عادي، در مقابل عقد رسمي يا سند که در CL اسناد Jude دادرس، داور، قاضي