challengeable UKtʃæləndʒəbl معنی فارسی قابل اعتراض رد کردني واژههای دیگر با معنی «قابل اعتراض» impugnable قابل اعتراض، رد کردني، قابل تکذيب exceptionable قابل اعتراض، اعترض پذير objectionability قابل اعتراض، ايراد دار objectionable قابل اعتراض، ايراد دار litigable قابل اعتراض يا مرافعه، متنازع فيه controvertible ردکردني، قابل اعتراض، قابل مباحثه ill-favoured زشت، نفرت انگيز، قابل اعتراض contestable قابل بحث، قابل منازعه، ترديدکردني condemnable محکوم کردني، محکوم شدني، شايان سرزنش