champ (1)
معنی کامل و مثالها
/champ/vt., n.
● (به شدت و با صدا) جویدن، سخت خاییدن
a small girl stood champing gum
دختر بچهای ایستاده بود و تندتند سقز میجوید.
● خایش، عمل جویدن
* at the bit champing
1- (اسب) دهنه را جویدن (پی در پی و با سروصدا) 2- بیقراری کردن، بیصبر و قرار شدن
his speech left some of the listeners champing at the bit
نطق او برخی از شنوندگان را ناراحت و بیقرار کرد.