chancellor
UKtʃɑːnsələʃip
US'tʃænsələ
معنی فارسی
سردبيرسفارت ، وزير ،
رئيس هيئت داوران دربرخي محکمه ها
معنی کامل و مثالها
/chan´sǝ lǝr/n.
● منشی یا پیشکار سلطان یا بزرگمرد محلی، مهردار سلطنتی
● (نادر) سردبیر سفارت یا کنسولگری
● (انگلیس) عنوان برخی وزیران
Chancellor of the Exchequer
وزیر دارایی
● (در برخی دانشگاهها) رئیس دانشگاه یا دانشکده
● (در برخی کشورها مانند آلمان) صدراعظم، خانسالار
● (در برخی ایالات امریکا) قاضی دادگاه انصاف
● (کلیسای کاتولیک) کشیشی که متصدی بایگانی مطران است
تعریف انگلیسی
noun
- the person who is head of state (in several countries)
- the honorary or titular head of a university
noun
- the British cabinet minister responsible for finance