دیکشنری فارسی

changeling

UKtʃeindʒliŋ

معنی فارسی

بچه عوضي ادم دمدمي ياوسواسي

معنی کامل و مثال‌ها

/-liŋ/n.

● (در افسانه‌های جن و پری) بچه‌ای که پریان به جای بچه‌ای که دزدیده‌اند می‌گذارند، بچه‌ی عوضی

● (قدیمی) آدم متلون، آدم دمدمی، خائن

● (قدیمی) آدم کودن، آدم ابله

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person of subnormal intelligence
  2. a child secretly exchanged for another in infancy

مترادف‌ها

noun
1. False child (left in place of another taken).
2. Oaf, simpleton, fool, dunce.
3. Waverer, shifter, person of fickle mind.
4. Substitute, fraudulent shift.

واژه‌های دیگر با معنی «بچه عوضي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن