دیکشنری فارسی

changer

UKtʃæŋər

معنی فارسی

عوض کننده تغييردهنده صراف پول خردکن

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● دگرگون‌ساز، تغییر دهنده

● (در گرامافون - مخفف: record changer) صفحه عوض کن، دستگاه خودکار تعویض صفحه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who changes something “an inveterate changer of the menu”
  2. an automatic mechanical device on a record player that causes new records to be played without manual intervention

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن