chap (3)
معنی کامل و مثالها
/chap/n., vt., vi.
● (در مورد پوست بدن) ترک خوردن، خشکی زدن پوست، هواسیدن
during winter, our hands would chap and we would rub them with vaseline
در زمستان دستهایمان ترک میخورد و وازلین به آن میمالیدیم.
chapped lips
لبهای ترکیده (ترک خورده)
● ترک خوردگی یا خشکیدگی پوست