char (2)
معنی کامل و مثالها
/chär/n., vi.
● رجوع شود به: chare
● (انگلیس - خودمانی) رجوع شود به: charwoman
● (انگلیس - عامیانه) کلفتی کردن، پیشخدمتی کردن
● (انگلیس - قدیمی) چای
/chär/n., vi.
● رجوع شود به: chare
● (انگلیس - خودمانی) رجوع شود به: charwoman
● (انگلیس - عامیانه) کلفتی کردن، پیشخدمتی کردن
● (انگلیس - قدیمی) چای
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن