دیکشنری فارسی

charcuterie

معنی فارسی

کالباس و سوسيس و انواع گوشتهاي

ساندويچي

دکان ساندويچي و کالباس فروشي،

اغذيه فروشي

معنی کامل و مثال‌ها

/shår kü trē´/n.

● (فرانسه)

● کالباس و سوسیس و انواع گوشت‌های ساندویچی

● دکان ساندویچی و کالباس فروشی، اغذیه فروشی

ریشه و کاربرد

ریشه

From the French word 'chair cuite', meaning 'cooked flesh'.

مثال

  • We ordered a charcuterie board with a variety of meats and cheeses.
  • The restaurant specializes in artisanal charcuterie.
  • Charcuterie is a popular choice for appetizers at parties.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a delicatessen that specializes in meats

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن