charro معنی فارسی سوارکار معنی کامل و مثالها /chä´rōô/n., pl.● (در مکزیک) سوارکار (ملبس به جامهی سنتی و پرآذین) واژههای دیگر با معنی «سوارکار» jockette سوارکار زن bug boy سوارکار مبتدي jump rider سوارکار در پرش postboy سوارکار مسابقه eclipse award جايزه سوارکار ممتاز سال classical seat وضع بدني سوارکار روي زين forward seat حالت نشستن سوارکار روي زين در پرش، حالت نشستن سوارکار بر روي زين charley horse کشيدگي يا گرفتگي عضلاني ران سوارکار winner's circle محوطه نزديک خط پايان در مسير سوارکار و، اسب برنده براي گرفتن جايزه silks ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار يا ارابه ران