دیکشنری فارسی

charwoman

UKtʃɑːwumən

معنی فارسی

زن مزدوري که در روزکارهاي خانه را انجام

ميدهديادرچين برچين ميک

معنی کامل و مثال‌ها

/chär´woom´ǝn/n., pl.

● (زن) پیشخدمت، نظافتچی اداره، مستخدمه (به ویژه در ادارات و ساختمان‌ها)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a human female employed to do housework “the char will clean the carpet” “I have a woman who comes in four hours a day while I write”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن