دیکشنری فارسی

charwoman

UKtʃɑːwumən

معنی فارسی

زن مزدوري که در روزکارهاي خانه را انجام

ميدهديادرچين برچين ميک

معنی کامل و مثال‌ها

/chär´woom´ǝn/n., pl.

(زن) پیشخدمت، نظافتچی اداره، مستخدمه (به ویژه در ادارات و ساختمان‌ها)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن