دیکشنری فارسی

chase (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/chās/n., vt.

● شیار، بریدگی، فرورفتگی ممتد

● شیاردار کردن، جوبه جوبه کردن، دارای فرورفتگی کردن

● (لوله‌ی تفنگ و هفت تیر) کالیبر، پرازه، (لوله توپ) گردن

● فرو رفتگی دیوار (برای اینکه ناودان یا لوله در آن جا بگیرد)

● (چهارچوب فلزی که حروف چیده شده برای چاپ را روی آن جایگزین می‌کنند) رانکا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن