chase (2)
معنی کامل و مثالها
/chās/n., vt.
● شیار، بریدگی، فرورفتگی ممتد
● شیاردار کردن، جوبه جوبه کردن، دارای فرورفتگی کردن
● (لولهی تفنگ و هفت تیر) کالیبر، پرازه، (لوله توپ) گردن
● فرو رفتگی دیوار (برای اینکه ناودان یا لوله در آن جا بگیرد)
● (چهارچوب فلزی که حروف چیده شده برای چاپ را روی آن جایگزین میکنند) رانکا