دیکشنری فارسی

chaser (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/chā´sǝr/n.

● شکارچی، صیاد، شکاری، پیگیر، دنبال‌رو، تعقیب کننده

● (در کشتی‌های قدیم) توپ جلو کشتی (bow chaser) یا توپ عقب کشتی (stern chaser)

● مشروب ملایم و ضعیفی که پس از مشروب قویتر می‌نوشند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن