chauvinism
US'ʃəuvə'nızəm
معنی فارسی
ميهن پرستي بالاف وگزاف ، مبالغه درميهن پرستي
معنی کامل و مثالها
/shō´vin iz´ǝm/n.
● میهن پرستی (افراطی و پرخاشگرانه و نابخردانه)، خاکپرستی (در مقایسه با میهن دوستی)، خاک آیینی
the Nazis infused the youth with chauvinism and hatred of foreigners
نازیها میهن پرستی (افراطی) و تنفر از خارجیان را در جوانان تقویت میکردند.
● برتر شناسی نژاد و (به ویژه) جنس خود از دیگران، برتر پنداری مردان (در مقایسه بازنان)
male chauvinism
برتر پنداری مردان
chauvinist pride
غرور برتر پنداری (از جنس مخالف)
he is a chauvinist
او خود برترپندار است، او جنسیتپرست است.
تعریف انگلیسی
noun
- fanatical patriotism
- activity indicative of belief in the superiority of men over women