checker (1)
معنی کامل و مثالها
/chek´ǝr/n., vt.
● هریک از خانههای تختهی شطرنج، (در طرح شطرنجی) مربع
● طرح شطرنجی، نقش خانهخانه، خانخانه
● بازی چکر
● مهرههای بازی چکر
● رجوع شود به: service tree
● دارای نقش شطرنجی کردن، خانهخانه کردن
● گوناگون کردن، متنوع کردن، پر پستی و بلندی کردن
she has a checkered past
او گذشتهی پرماجرایی دارد.