دیکشنری فارسی

checker (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/chek´ǝr/n.

● بازبینگر، وارس، بررسی کننده، باز سنج، تایید کننده

● (هتل و مهمانی‌های بزرگ و غیره) کسی که کلاه و پالتو و غیره را تحویل می‌گیرد و رسید یا شماره می‌دهد، (در ایستگاه‌ها) مامور باگاژ کردن

● (در فروشگاه‌ها) متصدی صندوق، پول بگیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن